حسن حسن زاده آملى
198
هزار و يك كلمه (فارسى)
به هوهو كه عبارت أخراى همان تعين آنهاست و آنها را بيش از يك امكان نبود كه همان امكان حدوث ذاتى آنهاست ، و چه ماهيت به معنى اخص اى ما يقال فى جواب ماهو كه در عالم ماده صادق است كه ماهيت همان جنس و فصل آنهاست و در آنها علاوه بر امكان اول امكان استعدادى نيز هست ، و چون وجود اصل است تعين و ماهيت عارضى و آن هم در حقيقت تعينات امور اعتبارى بيش نيستند كه وجود اندر كمال خويش سارى است * تعينها امور اعتبارى است پس آنچه در خارج متحقّق است همان وجودات متعيّنه و متشخّصهاند لذا تعين را كه نقطهء بائيه مميزيه اعنى نقطه امكانيه حدوثيه است و متفرع بر ذات اصيل وجود است و بعد از اوست تعبير به تحت فرمود كه انا النقطة تحت الباء . پس نقطه يعنى موجود متعين تالى الف كه همان عقل اول و صورت انسان كامل است و هركه بدين نقطه وجوديه اطلاع يافت به جميع حقائق و اسرار و به همهء كتب سماوى دست يافت چنان كه نبى ( ص ) بدان اطلاع يافت و در شب معراج فرمود : علمت علوم الاولين و الآخرين و نيز فرمود : اوتيت جوامع الكلم و وصى بدان اطلاع يافت و فرمود : انا النقطة تحت الباء ، و قال سلونى عمّا تحت العرش . لذا از اين نقطه به نبى و ولى نيز تعبير مىكنند . به عنوان تمثيل و تنظير تذكر داده مىشود كه : همانگونه كه موجودات نشأه اولى ، اصنام و اظلال نشأه آخرتاند كه اين دو نشأه در طول يكديگرند . چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى و اين نشأه اولى قائم به آن نشأه است ، و اين رقيقت آن حقيقت است ، چنانكه نفخ در اين نشأه نمودارى از نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي آن نشأه است ، و يوم اين نشأه سايهاى از كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ آن نشأه است .